خیلی درد کشیدم
شدم هزار نفر و نشستم تو مغزم و هی حرف زدم با خودم
یکی خاطره گفت یکی خندید یکی از دعواها گفت یکی از خنده ها گفت
یکی آرزوی برگشت کرد یکی زار زار گریه کرد
یکی ناامید شد و خودش و کشت یکی نفس عمیق کشید و گفت میگذره دختر
یکی بغض کرد و گفت صبر کن
یکی دیوونه شد و هی جیغ کشید جیغ کشید جیغ کشید و همه گوشاشون و گرفتن و اون ولی آروم نشد فقط صداش گرفت و خفه شد
سرم شد هزار برابر غصه ام شد یه دنیا
و کجا بود دست نوازشگرت و نفس آرامبخشت؟؟؟
اما
بالاخره صبح شد
شد صبح روز چهارم
امروز خودمم خودم و نمیشناسم چه برسه به اینکه تو من و بشناسی!!!
شرح روزهای با تو...ما را در سایت شرح روزهای با تو دنبال میکنید
برچسب: روز چهارم جولای,روز چهارم محرم,روز چهارم خرداد,روز چهارم جشنواره فیلم فجر,روز چهارم شعبان,روز چهارم انتقال جنین,روز چهارم بارداری,روز چهارم,روز چهارم بعد از لقاح,روز چهارم بارداري, نویسنده: بازدید: 403