رفتم خوندم ببینم سالهای قبل این روزا چطوری بودن
دیدم بیشتر از ۳ ساله که اب خوش از گلوم پایین نرفته
این سال ۹۹ که دیگه از همه بدتر
هیچ توانی برام نمونده
میدونم که تو هم همینطوری
ارزو میکردم دردام مثل تو بود درد نامردی برادر و فشار ...
اما نیست
دردم تویی و بی توجهیت که اونم حق با تو
دردم تویی که حتی دلت برام تنگ نمیشه
دردم تویی که دیگه واقعی نیستی
بگذریم
امسال یه عقده دیگه بهم اضافه شد
دیگه هیچ وقت بهت نمیگم دلم تنگ شده
بهت نمیگم دوستت دارم
و بهت نمیگم بیا ببینمت
ببینیم کی دل تنگ میشی...
عیدت مبارک
برچسب:
نویسنده: هلیا حیدریان