شرح روزهای با تو

متن مرتبط با «روز دوم» در سایت شرح روزهای با تو نوشته شده است

این روزایی که میگذره

  • نیلوبلاگ

    این روزایی که سخت میگذرهاین روزایی کهxa0بد میگذرهاین روزایی که شباش پره اشکش روزاش پره غماین روزاا با این همه درد با این همه غصه داره میگذرهفقط هم یه دلیل دارهیه دلیل واضحxa0مشخصروشندردناکیه کاری که باید بکنم و نکردمیه دردی که باید بکشم واسه نکشیدنش هزار جور درد دیگه کشیدم...خلاصه این روزا داره میگذرهمن منتظر بدتراشمxa0...

    ادامه مطلب
  • این روزا که نیستی

  • نیلوبلاگ

    این روزا که نیستی و نمی تونم باهات تماس داشته باشم من و فقط یاد یه چیز میندازهروزایی که دیگه نتونم هر موقع دلم خواست زنگ بزنم پیام بدمبیام برماون روزای نیومدهلعنتی حجم دلتنگیت داره خفه ام میکنهچطور میشه عادی رفتار کرد و زیر بار این عادی بودن نمردچطور میشه نخواست ندید نبود...!!؟؟......

    ادامه مطلب
  • روز ما

  • نیلوبلاگ

    چه خوبه امروز امروز تو همه جا هستیxa0 امروز روز منه روز توست امروز روز ماست دوباره برام خاطره ساختی چه لذتی داره این کارات تو تنها کسی هستی که به من اهمیت میدی به خودم خود واقعیم واای که چقدر همه چی با تو خوبه بهتر از اون اینکه تو ماهی که همه جو عشق و کادوهای الکی دارن ما یه روز مخصوص و جدا داریم یه ر...

    ادامه مطلب
  • روز نهم

  • نیلوبلاگ

    دیروز که روز هشتم بود باز برگشتی به روز اول دور تسلسلی که داریم تموم نمیشه راجع به امروز سکوت میکنم فقط سکوت...

    ادامه مطلب
  • روز هفتم

  • نیلوبلاگ

    ظاهرا همه چیز درست شدهxa0 ولی بغض تو xa0و دل من میگن که نشده نه نشده و نمیشه خیلی چیزا هیچ وقت بین من و تو خراب نمیشه و مستحکم میمونه اما خیلی چیزام بینمون درست نمیشه از وقتی که غمت و نگفتی و من شدم سربار خیلی چیزا درست نشد که نشد ...

    ادامه مطلب
  • روز چهارم

  • نیلوبلاگ

    دیشب خیلی بد بود خیلی درد کشیدم شدم هزار نفر و نشستم تو مغزم و هی حرف زدم با خودم یکی خاطره گفت یکی خندید یکی از دعواها گفت یکی از خنده ها گفت یکی آرزوی برگشت کرد یکی زار زار گریه کرد یکی ناامید شد و خودش و کشت یکی نفس عمیق کشید و گفت میگذره دختر یکی بغض کرد و گفت صبر کن یکی دیوونه شد و هی جیغ کشید جیغ کشید جیغ کشید و همه گوشاشون و گرفتن و اون ولی آروم نشد فقط صداش گرفت و خفه شد سرم شد هزار برابر غصه ام شد یه دنیا و کجا بود دست نوازشگرت و نفس آرامبخشت؟؟؟ اماxa0 بالاخره صبح شد شد صبح روز چهارم ام...

    ادامه مطلب
  • روز سوم

  • نیلوبلاگ

    دلخوریام صد برابر شدxa0 هزار برابر... تمام دیشب خوابت و دیدم تمام شب غصه خورردم گریه کردم صبح خسته و غمگین خوابم برد این روزا تموم نمیشه تمومم میکنه...

    ادامه مطلب
  • روز دوم...

  • نیلوبلاگ

    روز اول نوشته اش مخفی بود امروز روز دومهxa0 داستان امروز سختتره شبی که تهش شد صبح روز دوم سخت تر بودxa0 اما هر چقدر سخت تحمل میکنم هر چقدر درد میکشم امشب که بیاد میشه شب سومxa0 خدایا رحم کن xa0 تابستان میرود که تمام شود و تو میرویxa0 که تمام شود همه چیز... نگران پاییزم و شبهای بلندش! و یاد تو که از شبهای من نمیرود....

    ادامه مطلب
  • جدیدترین مطالب منتشر شده